كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
790
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
بهره از ولايت مياپور رسيدند و به سبب غنيمت بسيار كه سپاه نصرت پناه جمع آورده بود هرروز زيادت از چهار گروه رفتن دشوار مىنمود و به آهستگى در آن راه مىرفتند . ذكر غزوى ديگر كه در كوه سوالك واقع شد حضرت صاحبقران چهاردهم ماه از آب جون عبور فرموده و به جانبى ديگر از كوه سوالك رسيده « 1 » شنيد كه يكى از رايان هند اورتن « 2 » نام خلقى بسيار به كمند احتشام از اصناف مجوس و هندوان منحوس در دام آورده و به كوههاى رفيع و بيشههاى منيع تحصن نمودهاند . حضرت صاحبقران متوجه گبران شده نماز شام به كنار بيشه رسيد و مشعلها افروخته فرمود كه امرا و لشكريان به جنگل بريدن و درخت انداختن مشغول شدند و هم در آن شب يك فرسنگ « 3 » جنگل بريده راه ساختند . روز ديگر نظم چو از چرخ بنمود گيتى فروز * شب تيره بگريخت از دست روز اعلام اسلام به ميان دو كوه ، كوه سوالك و كوه كوكه ، كه سر به عيّوق افراخته بود درآمد . راى اورتن به رسم و آيين ، زيب و تزيين اتباع و اشياع خود داده و اسباب قتال و جدال آماده ساخته ايستاده بود . چون از دور هيبت و شكوه لشكر منصور مشاهده كردند و از آواز كوس و نقاره و نفير و برغو و لوله در كوه و زلزله در گروه افتاد . مصرع ز آواز گردان بلرزيد كوه
--> ( 1 ) . ظف : « حدّى ديگر از كوه سوالك را مركز رايت كشورگشا ساخت . » ( ج 2 ص 116 ) . ( 2 ) . ظف : رتن . ( 3 ) . ظف : « در آن شب دوازده گروه مسافت راه ساخته . » ( ج 2 ص 117 ) .